أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

مقدمهء كتاب 43

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

ديگر بيان كند ليكن در آن صورت معنى تا حدّى بسيار تغيير مييافت و ممكن بوده كه در بعضى موارد مخلّ بفهم معنى و استفادهء مراد شود بلكه گاهى هم منجرّ و منتهى بخلاف غرض قائل كلام يعنى مصنّف اصلى كه ابو الفتوح رازى بوده است گردد بنابراين مصنّف ( ره ) نظر بحفظ امانت و مصونيّت معنى از خلل تصرّف در اين تلخيص و اختصار بحدّ ضرورت و اندازهء لزوم اكتفا كرده و قدمى فراتر از آن نگذاشته است و اين امر خود يكى از أدلّهء بسيار جلى و روشن است بر اينكه ساحت مصنّف از نسبت خودنمائى و شهرت بتأليف و هر گونه امر هوسناك دنيوى ديگر منزّه بوده است و اگر نه ميتوانسته است عبارت را تغيير داده و پى را گم كند تا معلوم نشود كه وى تفسير خود را از تفسير ابو الفتوح گرفته است . اهميّت اين تفسير از جنبهء فرهنگ و زبان فارسى از اين بيان روشن شد كه اين تفسير يك فائدهء تطفّلى بسيار مهمّى را نيز مشتمل مىباشد كه براى فارسى زبانان از نقطهء نظر ملّيّت و فرهنگ اهمّيّت شايان و مقام بسزائى دارد و آن به فارسى سليس و شيرين بودن آنست كه شايد تا حدّى لطيف‌تر و شيرين‌تر از تفسير شريف ابو الفتوح نيز باشد زيرا چون بعد از آن بوده است شايد در نتيجهء دقّت و توجّه بيشتر پخته‌تر و آسان‌تر و در بيان مراد و فهم مطالب روشنتر باشد . چون مطلب به اين جا رسيد لازم است اشاره بمطلبى بكنيم و آن همانست كه استاد محترم دانشگاه آقاى سعيد نفيسى در پارهء از يادداشتهاى خود گفته است : « طبع و نشر تفسيرهاى فارسى مخصوصا آنها كه از زمانهاى قديم مانده است گذشته از اجر معنوى فوائد ادبى و لغوى گوناگون را بما مىرساند زيرا در اين كتابها از موضوعهائى بحث كرده‌اند كه در كتابهاى رايج تاريخ و ادبيّات و غيره اثرى از آنها نيست و ناچار عدّهء كثيرى لغات و اصطلاحات و تعبيرات و تلفيقاتى از زبان فارسى به كار برده‌اند كه در جمع‌آورى و تدوين فرهنگ اين زبان بيش از آنچه تصوّر برود اهمّيّت دارد » . اين بيان بسيار صحيح و درست است پس اين قبيل كتب دينى باستانى نظر